تبليغاتX
دبستان و آمادگی غیر دولتی شریف
 
با مدیریت محمود ایران دوست
 

گر چه مست و خرابیم چو شبهای دگر

                                                باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم

                                               شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

خدار سپاس  که یک سال تحصیلی را با موفقیت و قبولی 4 نفر از دانش آموزان پایه پنجم از مجموع 7 نفر شرکت کننده در آزمون ورودی مدرسه تیز هوشان و کسب مقام سوم سرکار خانم گیتی مرزبان آموزگار پرتلاش این دبستان در جشواره الگوهای تدریس برتر در سطح شهرستان بوشهر و تلاش و جدیت تمامی اساتید محترم به پایان رساندیم ./

درتاریخ 16/2/87  در محوطه دبستان پسرانه نور جشن پایان تحصیلی برای تمام دانش آموزان از ساعت 18 الی 21برگزار گردید./

دراین مراسم زیبا که اکثر مدیران پرتوان نیروگاه اتمی بوشهر و کلیه اولیاء دانش آموزان شرکت داشتند به افتخار 9 کلاس درسی 9 عدد کیک به وزن 64 کلیوگرم  به وسیله اساتید طی مراسمی خاص در حالی که گروه موسیقی هنر نمایی می کرد بریده شد. و از تمامی مهمانان عزیز  که 450 نفر بودند با میوه و شیرینی پذیرای به عمل آمد لازم میدانم از زحمات کلیه پرسنل دبستان ، اولیاء دانش آموزان ، مدیران ارجمند نیروگاه اتمی بوشهر و همچنین سرکار خانم فرشیان نماینده محترم موئسس که در طول این مراسم شرکت داشتند تشکر و قدر دانی می نمایم

برای دیدن عکسها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید

ادامه عکسها را در پست قبلی مشاهده کنید

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 13:39  توسط افشین ایران دوست  | 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 13:51  توسط افشین ایران دوست  | 
       قصر یخی  عید نوروز 2567 را تبریک می گوید    

                                   

با سلام خدمت همه دوستان عزیزم . عزیزان چیزی به آغاز سال ۱۳۸۷ نمانده است امیدوارم سال ۸۶ را

آنچنان گذرانده باشید که افسوس دقایق از دست رفته را نخورده باشید     

عزیزان زمان تحویل سال نو ما را از دعای خیرتون بی نصیب نکنین

برای یکایک شما عزیزانم  سالی سرشار از موفقیت و کامیابی را آرزو میکنم

                                عزیزان زمان تحویل سال سر سفره هفت سین من را هم دعا کنید

 در تاریخ ۲۵/۱۲/۸۶ مراسم سفره هفت سین با پذیرایی  و اهداء به تمام دانش آموزان

 در سالن اجتماعات این مدرسه برگزار شد و مدیر مدرسه به تمام دانش آموزان سال

 جدید را تبریک گفت آنگاه سرکار خانم فرشیان نمایمده محترم موئسس طی

سخنانی از درگاه خداوند متعال برای دانش آموزان  آرزوی سلامتی و پیروزی نمود .

در این مراسم  برخی از اولیاء حضور داشته که از مراسم فیلمبرداری نمودند./


در ۲۶/۱۲/۸۶  در مراسمی که در دفتر مدرسه  برگزار گردید به مناسبت آغاز سال جدید  مدیر دبستان  از درگاه خداوند یکتا برای تمامی کارکنان صدیق و زحمتکش این مدرسه آزروی سلامتی و بهروزی و پیروزی  نمود و با اهداء هدایایی ناچیز از زحمات  بیکران این عزیزان تشکر و قدر دانی نمود./


در تاریخ 26/12/86 به تمام دانش آموزان کارت تبریک از طرف مدیر دبستان تقدیم شد و برای این آینده سازان وطن همیشه قهرمان  ایران آرزوی سلامتی و پیروزی نمودند

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 18:58  توسط افشین ایران دوست  | 

                      

مدیر دبستان پسرانه نور ضمن تبریک سال نو آرزوی سلامتی و کامیابی شما عزیزان را از درگاه خداوند یکتا خواستار است 

نوروز، جشن آغاز سال، امروزه در ايران و کشورهای ديگر «جهان ايرانی» به عنوان مهمترين جشن سال، اهميت خاصی دارد. هرچند که در طول تاريخ ايران، جشنهای مهرگان، سده، آبانگان، يلدا، و جشنها و مراسم ديگر ملی، هميشه با شکوه خاصی جشن گرفته می شدند و حتی در بعضی موارد، اهميت آنها از نوروز نيز بيشتر بوده، اما جشن نوروز تنها نمونه اين جشنهای ملی است که همواره اهميت خود را حفظ کرده و در برابر اقداماتی که برای محدود کردن آن صورت گرفته، هميشه ايستاده است. خاصيت فرا-مليتی و فرا-دينی نوروز يکی از دلايل اصلی اين استقامت و همگانی بودن آن در بين مردمان مختلف است. نوروز در طول تاريخ، هميشه به عنوان جشنی متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی، و دينی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ايرانی بوده اند، آنرا به عنوان جشن آغاز سال خود قبول کرده اند. در اين گفتار به بررسی نوروز در تاريخ ايران وریشه های آن خواهیم پرداخت

نوروز در تاریخ

دانش ما از آغاز جشن گرفتن نوروز بسيار محدود است. مدارک نوشتاری در تاريخ ايران، تا قبل از قرن اول بعد از ميلاد ذکری از نوروز نمی کنند. هرچند که بسياری از محققان بر اين عقيده هستند که يکی از دلايل ساختمان مجموعه پارسه (تخت جمشيد)، جشن گرفتن نوروزو بارعام نوروزی شاهنشاهان هخامنشی بوده، اما نبود هيچگونه نشانه ای از وقوع اين مراسم در دوران هخامنشی، برای بعضی از دانشمندان اين سوال را پيش آورده که آيا نوروز در دوران باستانی به عنوان يک مراسم دولتی جشن گرفته می شده يا نه؟

نخستين برخورد ما با نوروز در مدارک تاريخی به سلطنت ولاش اول اشکانی باز می گردد. ولاش اول را عموما" پايه گذار بسياری از مراسم ايرانی از جمله سده می دانند و نوشته شدن قسمتهايی از اوستا را نيز به دوران او نسبت می دهند. متاسفانه کمبود مدارک کامل ما را از تحقيق لازم در مورد جزئيات برگزاری نوروز در دوران اشکانی محروم می کند.

برعکس، از مراسم نوروز در دوران ساسانی(650-224 پ م) اطلاعات جامعی در دست داريم. کتيبه های ساسانی، پند نامه ها و ديگر قطعه های ادبيات ايرانی ميانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی صحبت می کنند. مراسم بار نوروزی که در آن شاهنشاه برای تمام اعضای دولت و نمايندگان ملت، بارعام ترتيب می داد، از بازمانده های مراسم ساسانی است.

مراسم بارعام شاهانه در دوران بعد از اسلام نيز باقی ماند و تمام شاهان ايران، حتی پادشاهانی که از اصل غير ايرانی ميامدند (مانند سلاطين غز و مغول) نيز دربار خود را برای برگزاری رسوم ايرانی و از جمله نوروز آماده می کردند. در دربار خلفای عباسی که از بسياری جهات خود را ادامه شاهنشاهان ساسانی می دانستند، نوروز از مهمترين جشنهای سال بود و بار نوروزی با تمام جلال و شکوه آن انجام می گرفت.

با وجود داشتن مدارک مورد اطمينان در مورد جشن گرفته شدن نوروز در دوران ساسانی، دليلی در دست نداريم که نوروز را جشنی با گذشته بسيار قديميتر از دوران ساسانی فرض نکنيم. بسياری از جشنهای مهم جهان در ابتدا تنها بوسيله مردم عامی برگزار می شدند و جزو برنامه های سلطنتی حساب نمی گشتند. قديمی بودن و دست نخوردن مراسم نوروز می تواند گواهی از اين باشد که اين جشن مدتها قبل از اينکه پادشاهان ساسانی (و شايد اشکانی) آنرا تبديل به جشنی رسمی کنند، وجود داشته و مانند امروز، بوسيله همه مردم ايران

جشن گرفته می شده است

ريشه های تاريخی نوروز

اکثر مردم نوروز و جشنهای جنبی آن (چهارشنبه سوری و سيزده بدر) را جشنهايی با گذشته صد در صد ايرانی می دانند. بعضی از اين مراسم، بخصوص چهارشنبه سوری، بخاطر اهميت آتش در آن، حتی وابسته به دين زرتشت دانسته شده. از طرفی، شواهد مختلف نشاندهنده اين مطلب هستند که اين جشنها تاريخی فراتر از قوم «ايرانی» (به معنای قوم هندو-اروپايی مهاجری که در حدود سال سه هزار سال قبل به ايران آمدند) دارند و احتمالا" از مراسم قبل از آريايی اين فلات سرچشمه می گيرند و چه بسا اقوام عيلامی، کاسی، گوتی و ديگر اقوام باستانی نيز آنها را جشن می گرفته اند.

منبع اطلاعات ما در مورد باورهای اقوام هندو-ايرانی و بعدا" ايرانی، در درجه اول قديمترين قسمتهای اوستا و در حالت دوم، مقايسه باورهای ديگر مردم هندو-اروپايی (بخصوص هندو-آريايی ها) با باورهای ايرانيان باستان است. ريگ ودا، قديميترين بخش وداهای هندو-آريايی، يکی از بهترين منابع موجود برای پی بردن به اصول اعتقادی و جشنها و مراسم اقوام آريایی (هندو-ايرانی) است. باورهای اقوام ديگر مانند سکاها، نورستانی ها، و مردم ايرانی زبانی که در ماوراالنهر و مناطق شرق کوههای پامير زندگی می کردند نيز می توانند الگوهای ما برای فهميدن باورهای ايرانی های باستان باشند.

در اوستا، بخصوص در گاثاها و بقيه يسناها که قديميترين بخشهای اين کتاب هستند، هيچگاه صحبتی از نوروز و جشنهای وابسته به آن نشده است. مراسم اوستايی اصولا" نيايشهايی به امشاسپندان مختلف و فره وشی ها هستند. يسناها سرودهايی هستند که برای ستايش ميترا، آناهيتا، ورونا، هوم، و ديگر امشاسپندان نوشته شده اند که در جشنهای وابسته به آنها بايد خوانده شوند (کلمه های «جشن» و «يسنا» از يک ريشه هستند). در نتيجه، دربخشهای قديم اوستا ذکری از جشنهای نوروز، چهارشنبه سوری، سيزده بدر و يا حتی سده نداريم. نخستين نشانه از نوروز در اوستا، در فرگرد دوم «ويديودات» است که در ضمن توضيح زندگی «ييم» (جمشيد)، به دستور برگزاری نوروز نيز اشاره شده (اين روايت را فردوسی نيز ذکر می کند). اما ويديودات از اخيرترين بخشهای اوستاست که به احتمال زياد يا در دوران ساسانی نوشته شده و يا در آن دوران بطور کامل بازنويسی شده و بسياری از باورهای زرتشتی ساسانی در اين کتاب واردشده.

با نگاه کردن به باورهای مندرج در ريگ ودا نيز اثری از مراسمی مانند جشنهای بالا نمی بينيم. جشن شروع سال در نزد اين اقوام اهميت زيادی نداشته و ذکر خاصی از برگزاری مراسم بخصوصی برای آن نمی کنند. همچنين در باورهای مردم نورستان افغانستان که تا صد سال قبل که به جبر مسلمان شدند، زير نام «کافران» به پرستش خدايان باستانی هندو-ايرانی ادامه می دادند، هيچ اثری از نوروز وجود ندارد، هرچند که جشنهای سنتی نزد اين مردم کاملا" حفظ شده است. از طرفی، با نگاه کردن به طرز زندگی اقوام هندو-ايرانی و مقايسه آن با اقوام ساکن ايران و بين النهرين، می توانيم به نتايجی در مورد ريشه های تاريخی نوروز و جشنهای ديگر مربوط به آن برسيم. اقوام هندو-ايرانی بطور اعم، از راه دامداری و پرورش اسب زندگی می کردند و زندگی آنها برمبنان کوچ نشينی بنا شده بود. اين طرز زندگی به اين معنی بود که هندو-ايرانی های باستان (مانند سکاهای دوران تاريخی، سرمتها، هيونها، مغولان، و ترکها) به دنبال حيوانات خود برای پيدا کردن چراگاههای سرسبز روان بودند. در دشتهای محل سکونت اين اقوام، فقط دو فصل زمستان و تابستان معنی داشت و به دليل طبيعت نامعمول آن، خط تقسيم و زمان اين دو فصل همواره نامعلوم بود.

اما مردم ساکن فلات ايران، عيلامی ها، کاسی ها، گوتی ها، اورارتو، ميتانی ها، و تا حد بيشتری مردمان ساکن بين النهرين، وابسته به زندگی کشاورزی ساکن بودند. اين بدين معنی بود که ترتيب کاشت، داشت، و برداشت محصولاتی نظير گندم، مشغله اصلی اين مردم محسوب می شد و زمان انجام هرکدام از اين وظايف، اهميت خاصی داشت. می بينيم که نوشتن تقويمهای نجومی که برمبنای آن حصول فصلها را معين می کردند، از دستاوردهای اين مردم است. طغيانهای سالانه رودخانه ها، شروع فصل گرما، زمان برداشت محصول، زمان رها کردن نوبتی زمين ها، همه و همه از مشغوليات زندگی کشاورزی بوده و هستند. به همين دليل، تقسيم سال به دوازده ماه و چهار فصل (که حضورشان در اين منطقه کاملا" حس می شد)، تقسيم ماه به بيست و هشت روز (بر مبنای تقويم قمری) و وضع کردن هفته، همه از تقسيمات مردم سومر و بابل بود که از طرف مردمان همسايه آنها نيز استفاده می شد.

از جشن گرفته شدن آغاز بهار در بابل باستان مدارک بسياری در دست داريم. در روز آغاز بهار، پادشاه به سوی معبد مردوک، خدای بابل، می رفت و با در دست گرفتن دستهای اين خدا، حمايت او را از سلطنت خود نشان می داد. بعد از اين مراسم، پادشاه به قصر سلطنتی باز می گشت و دستور بارعام می داد که همه مردم می توانستند به ملاقات پادشاه بيايند. اهميت اين مراسم را در آنجايی می توانيم ببينيم که بعد از تسخير بابل از طرف کورش، پادشاهان پارسی تا زمان خشايارشا نيز هرساله اين مراسم را انجام می دادند. پايان جشنهای بهاری در روز سيزدهم بهار (که اولين بار در افسانه های بابلی به عنوان عدد شوم شناخته شد) با رفتن همه اهالی شهر، از جمله شخص پادشاه، به طرف دشتهای خارج از شهر اعلام می شده (نمونه اين رسم را می توان در داستان حضرت ابراهيم مشاهده کرد). از سوی ديگر، بسياری از فرهنگهای جهان، از بابل باستان گرفته تا سلتهای اروپايی، مراسمی مانند برافروختن آتش در پايان فصل برداشت دارند. اصولا" روشن کردن آتش بعد از خرمن چينی جزو مراسم بسيار معمول همه جوامع کشاورزی بوده و حتی امروزه نيز در کشورهای اروپايی می توان نظير آن را مشاهده کرد. در ايران نيز امروزه در طی مراسم جشن سده (که جشن رسمی پايان فصل برداشت بوده)، برافروختن آتش مرسوم است. به همين ترتيب، می توان روشن کردن آتش در چهارشنبه سوری را نوعی از همين مراسم دانست. بطور خلاصه، می شود حدس زد که جشن آغاز بهار و مراسم روشن کردن آتش و خارج شدن از شهر، از آيينهای جوامع کشاورزی مقيم ايران بوده است. اما اقوام ايرانی بعد از مهاجرت به اين کشور و ساکن شدن در آن، به اقتباس اين مراسم پرداختند و با وارد کردن بعضی از عقايد خود (تشبيه حلول بهار به پيروزی راستی بر دروغ)، آنرا تبديل به جشنی کاملا" ايرانی کردند. اين جشن، که شايد از دورانی حتی قبل از زمان هخامنشی بوسيله اين مردم برگزار می شده، تا مدتها جشنی مردمی بوده که توانسته به دليل طبيعت غير دينی و غير سياسی خود، به جشنی عمومی برای همه مردم تبديل شود و کم کم به صورت جشنی درآيد که حتی دستگاه دولتی اشکانی و ساسانی نيز آنرا به عنوان مراسم رسمی خود انتخاب کند.

نوروز امروز

امروزه، نوروز جشن اصلی بسياری از مردم آسيای غربی است. کشورهايی که حتی هيچگاه تحت سلطه سياسی ايران نبوده اند، آنرا به عنوان يکی از جشنهای اصلی خود محسوب می کنند. هرکدام از مليتهای مختلف، مراسم خاص خود را برای جشن گرفتن نوروز دارند، اما همه اين جشن را «نوروز» می نامند و آمدن آن را مقارن با حلول بهار حساب می کنند.

در ايران وافغانستان، نوروز همچنين آغاز سال رسمی کشور است که از ابتدای ماه فروردين محسابه می شود. استفاده از سال خورشيدی از دوران هخامنشيان در ايران معمول بود، هرچند که آغاز گاهشماری چندين بار در دورانهای مختلف تغيير کرده است. در دوران ساسانی به دليل رعايت نکردن اصول کبيسه، در چند مورد نوروز در فصول اشتباه مانند ميانه تابستان جشن گرفته شد. اين مشکل گاهشماری بوسيله ستاره شناس بزرگ، عمر خيام، در قرن ششم هجری حل شد و از آن تاريخ، تقويم «جلالی» به عنوان تقويم خورشيدی کشور انتخاب شد، هرچند که رسمی شدن آن به عنوان تقويم کشور، تا قرن چهاردهم خورشيدی (آغاز همين قرن ما) به طول انجاميد. يکی از مسايل مهم، رعايت کردن کبيسه صد و بيست ساله ايست که بوسيله عمر خيام توصيه شده و در بار آخر در زمان فتحعلی شاه قاجار رعايت شده. عدم رعايت اين کبيسه، باعث بهم خوردن تدريجی تاريخ سال تحويل می شود که شروع زودرس سال 1383، آنرا بصورت محسوسی در آورده است.

نام ماههای تقويم خورشيدی بارها تغيير کرده. در دوران هخامنشی، نامهايی استفاده می شد که بعد از دوران هخامنشی به فراموشی سپرده شد. نام ماهها در دوران ساسانی بر مبنای نشانه های زرتشتی وضع شد که تقويم ماهانه ساسانی که فاقد هفته است و در آن هرروز ماه يک نام دارد، بهترين اثر باقی مانده از آن است. در بيشتر دوران اسلامی، اسامی بابلی/آرامی ماههای مانند «تموز» و «نيسان» مورد استفاده بود، اما با برقراری تقويم جلالی به عنوان تقويم رسمی ايران در اوايل قرن جاری خورشيدی، اسامی ساسانی نيز دوباره برقرار شدند که متاسفانه تلفظ آنها در مواردی تغيير کرد.

نوروزتان پيروز، هرروزتان نوروز!

                      برای دیدن تصویر در اندازه واقعی بر روی لینک زیر کلیک کنید

                                    


                   

   برای دیدن کارتها در اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید                                       

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 20:47  توسط افشین ایران دوست  | 

مترجم انگليسي به فارسي    

هر سوال علمی یا در هر موردی نیاز به تحقیق دارید؟ فقط کافیست بر روی عکس زیر کلیک کنید

     AWT IMAGE

 یک کلیپ زیبا برای دوست داران..... روی کلیپ کلیک کن....                  

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:18  توسط افشین ایران دوست  | 

 رنگهاوموجها

بدون ترديد نور خورشيد يكي از مهمترين نيازهاي زندگي روي كره  زمين  است . اما دامنه ويژگيهاي آن تنها به ايجاد زندگي و حيات در ميان جانداران ختم نمي‌شود . در سال 1665ميلادي ،دانشمند بيست و سه ساله انگليسي به نام آيزاك  نيوتن به  مطالعه نور  مشغول بود. او در يك  روز  آفتابي و درخشان ، شيشه‌هاي اطاق را به كمك پرده‌هايي ضخيم  و بسيار تيره  مسدود كرد ، به گونه‌اي  كه اطاق كاملا تاريك شد و از ميان شكاف كوچكي در ميان يكي از پرده‌ها ، باريكه‌اي از نور به درون اطاق مي‌تابيد. او اين باريكه نور را از ميان يك قطعه  شيشه  به  شكل  مثلث ، كه منشور ناميده مي‌شود، عبور داد. باريكه نور با گذشتن از ميان منشور ، در مسيرش خميده شد و شكست پيدا كرد. 

 



                           

 

شكست نور در منشور

نوري كه از منشور بيرون آمده بود در راستايي سير مي‌كرد كه اندكي با راستاي وارد شدنش به منشور تفاوت داشت و به ديوار مقابل مي‌تابيد. جالب آنكه ، هنگامي كه نيوتن منشور را از سر راه نور بر مي‌داشت، باريكه تنها لكه گرد سفيد رنگي را روي ديوار ايجاد مي كرد، در حالي كه وقتي منشور در مسير باريكه نور مي‌رفت، باريكه نور پخش مي‌شد و به صورت رنگين كمان در مي‌آيد! در يك سر اين رنگين كمان نور سرخ و در انتهاي ديگر نور  بنفش ديده   مي‌شد و در ميان آنها رنگهاي نارنجي ، زرد ، سبز و آبي قرار داشت . ما  اينگونه  رنگها  را  در  اطراف  خود مي‌بينيم و قادريم آنها را لمس كنيم، در حالي كه نيوتن قادر نبود  نور را  لمس كند، به همين دليل بود كه او نوار نور رنگي را طيف (Spectrum) ناميد كه در زبان لاتين به معناي روح است!

به راستي اين رنگها از كجا مي‌آيند؟!

نيوتن دريافت آن چيزي را كه چشمهاي ما به عنوان نور سفيد مي‌بينند در حقيقت مخلوطي از رنگهاي گوناگون است كه شكست آنها پس از منشور يكسان نيست و براي نور سرخ  از همه رنگهاي ديگر كمتر و براي نور بنفش از همه بيشتر است. نيوتن براي اثبات شكستهاي متفاوت از دو منشور استفاده كرد و دوباره توانست نور سفيد را بدست آورد. اما هنوز  يك  سوال ديگر باقي بود و آن اين بود كه چرا نور بايد، رنگهاي مختلفي را دارا باشد؟!

جنس نور

نيوتن به دنبال جنس نور بود. دو نظريه در اين زمينه وجود داشت: اول آنكه نور از مجموعه‌اي از ذرات تشكيل شده است كه بر خطي  راست و به سرعت  در حال  حركتند  و  دوم  آنكه  نور مجموعه‌اي  از  امواج است  كه  بسيار  كوچكند و در مسيري مستقيم حركت  مي‌كنند . نكته بسيار قابل توجه در مورد امواج اين بود  كه آنها  مي‌توانند  خميده  شوند،  اين امر  زماني  رخ خواهد داد كه امواج با موانع برخورد كنند.  شما مي‌توانيد خميده شدن  امواج آب را در برخورد  با  موانع  ببينند . همچنين صدايي را كه در يك  طرف كنج ديوار مي‌شنويد، مي‌توانيد در طرف ديگر آن كنج نيز گوش كنيد، پس امواج صدا بايد در اطراف آن كنج خميده شده باشند. از سوي ديگر مي‌دانيد كه اگر نور به يك طرف كنج بتابد خميده نمي‌شود،به عبارت ديگر شما نمي‌توانيد شخصي را از طرف ديگري ‌از كنج ديوار مشاهده كنيد.
به همين دليل بود كه نيوتن تصور مي‌كرد، نور جرياني از ذرات متحرك كوچك است، نه جرياني از امواج. اما همه دانشمندان با او موافق نبودند. يك هلندي به نام كريستين هويگنس  نظريه موجي بودن نور را قبول داشت. او عقيده داشت كه امواج كوچك بسادگي امواج بزرگ  خميده نمي‌شوند     واگر نور از امواج بسيار كوچك تشكيل شده باشد، به هيچ وجه خميده  نخواهد شد! او با نيوتن  مخالف بود، هر چند كه بسياري عقيده داشتند كه نيوتن بزرگترين  دانشمند جهان است.

با اين حال ، حتي ممكن است بزرگترين  دانشمند  جهان هم دچار  اشتباه شود. شخصي به نام    يانگ اين مشكل را حل كرد. او در كار طبابت و تنظيم دايرة المعارف بريتانيكا استاد بود و ختي نوشته‌هاي مصريان را براي نخستين بار ترجمه كرد. با اين وجود علاقه بسياري به آزمايشهاي مربوط به نور داشت. يانگ صوت را مطالعه كرد و فهميد هنگامي كه دو صدا به هم مي‌رسد، از هم مي‌گذرند.

گاهي اوقات يك صدا ، صداي ديگر را كاملا حذف مي‌كند. اما اگر موجهاي صدا طولهاي متفاوتي  داشته باشند، موج بلندتر از موج كوتاهتر جلو مي‌افتد و براي مدتي ، صدا بلندتر      از حالت عادي  خواهد شد، اما مدتي بعد سكوت برقرار مي‌شود و اين امر پي در پي ادامه خواهد داشت. اگر نور جرياني ازذرات باشد، اين وضع پيش نمي‌آيد، زيرا يك ذره نمي‌تواند ديگري را حذف كند. در سال 1801 ميلادي ،  يانگ با فرستادن يك باريكه نور از دو شكاف  باريك متفاوت بسيار نزديك به هم آزمايشي انجام داد.

 



آزمايش دو شكاف يانگ

در اين آزمايش دو باريكه نور خارج شده از شكافها ، ابتدا اندكي پخش مي‌شدند و هنگامي  كه به ديوار مي‌رسيدند، بر هم مي‌افتادند. ممكن است تصور كنيد كه در جايي كه دو باريكه  نور بر هم مي‌افتند، نور بيشتري وجود خواهد داشت و بنابراين ديوار روشنتر از جاهايي خواهد بود كه باريكه    بر هم نيفتاده‌اند، اما به هيچ وجه چنين نيست. در جاهايي كه دو باريكه بر  هم مي‌افتند، نوارهاي روشن و تاريك متناوبي ايجاد مي‌شود.

باريكه‌هاي نور در نقاطي همديگر را حذف مي‌كنند و در نقاطي ديگر بر هم اضافه مي‌شوند و اين  عمل بصورت متناوب و درست همانند صوتهاي موسيقي و تغييرات آنها صورت مي‌گيرد. هنگامي     كه دو باريكه نور همديگر را حذف مي‌كنند، مي گوييم كه باريكه ها با هم تداخل كرده اند، يا اينكه تداخل ايجاد شده است. به اين ترتيب نوارهاي
روشن و تاريك "فريزهاي تداخلي" ناميده مي‌شوند.   با اين آزمايش مسأله حل شد و معلوم گرديد كه حق با هويگنس است و نيوتن اشتباه مي‌كرده است

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 22:15  توسط افشین ایران دوست  | 

 روی کتاب کلیک کنید......هر کلیک یک شعر زیبا....

 

            
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:40  توسط افشین ایران دوست  | 

دانلود متن کامل کتب تمامی مقاطع تحصیلی......                         

  •  کتاب‌هاي درسي دوره متوسطه (دبيرستان) - شاخه فني حرفه‌اي

  • کتاب‌هاي درسي دوره متوسطه (دبيرستان) - شاخه کاردانش

  •   نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:31  توسط افشین ایران دوست  | 

      

     

    ارتباط  مدیر مدرسه با انجمن ریاضیدانان جوان در تهران و فرستادن سوالات ریاضی به وسیله این انجمن وبرگزاری امتحانات ریاضی و ارسال پاسخ نامه های دانش آموزان به انجمن ریاضیدانان جوان جهت تصحیح  که  این  امتحانات  در  دو مرحله قرار است برگذار گردد . که  مرحله ی اول  آن  در ۱۱بهمن  ماه به مناسبت ورود رهبرکبیرانقلاب اسلامی امام خمینی(ره)به ایران برگزار شد و لذا وظیفه خود میدانم ازمدیریت و کلیه اعضای این انجمن تشکر و قدردانی نمایم و توفیق روزافزون همگی رااز درگاه یگانه ایزد فرزانه مسئلت مینمایم/.

     

        


    در۱۱بهمن به مناسبت شب ورودامام خمینی(ره)به ایران ازدانش آموزان وکارکنان به صرف صبحانه(ساندویچ ونوشابه)پذیرایی گردید.

      نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 16:29  توسط افشین ایران دوست  | 

     

    به پیشنهاد مدیر دبستان آقای ایراندوست معاونت محترم آموزش و پرورش شهرستان بوشهر و گروه های آموزشی در دو مقطع ابتدائی و راهنمایی و تعدادی از مدیران مدارس بوشهر از مدرس روسها واقع در کمپ مروارید که کلیه کارکنان آن روسی میباشند

    و به سبک مدارس اروپایی اداره میشود از نزدیک دیدن نمودند و به روش تدریس و اداره نمودن آموزشگاه آشنا گردیدند تصاویر زیر نمونه ای از این بازدید میباشد

     

     

     

     

      

       

     

     

     

      نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 21:57  توسط افشین ایران دوست  | 
      POWERED BY BLOGFA.COM